در تصمیمی جالب، نخستوزیر کانادا هفته گذشته از مذاکرات تجاری با ایالات متحده کنار کشید. این اقدام پس از آن رخ داد که پیشنهادهای واشنگتن را بهعنوان توافقی بد محکوم کرد، پیشنهادهایی که حاکمیت کانادا را نقض میکند؛ ازجمله الزام استفاده از زبان فرانسوی در برخی توافقها و محدود کردن حق امضای توافقهای تجاری با سایر کشورها. کارنی تأکید کرد وقتی به شما حمله شود، در حال جنگ هستید و حالا به کانادا حمله شده است. او وعده تلافی «دلار در برابر دلار» داد.اگرچه هنوز گامهای بعدی این تصمیم مشخص نیست و هرلحظه امکان برگشت به توافق تجاری با آمریکا وجود دارد، اما این موضع کانادا مورد بررسی یورونیوز قرار گرفته و تحلیلگران این رسانه معتقدند اروپا میتواند از این اتفاق الگوبرداری کرده و از آمریکا فاصله بگیرد.
کانادا مقاومت را انتخاب کرده است؟
پیامدهای اقتصادی این تصمیم برای کانادا سنگین به نظر میرسد. برآوردهای اولیه نشان میدهد تعرفههای سنگین آمریکا بر ۲۰میلیارد دلار کالای کانادایی، حدود ۸۷هزار شغل مستقیم و غیرمستقیم را به خطر میاندازد. ترامپ هم پیشاپیش دور جدیدی از تعرفهها را اعلام و چرخه تلافی را تشدید کرده است. این رویارویی با اروپا هم مقایسه میشود؛ بلوکی که بیش از یک سال است با فشارهای کاخ سفید برای برچیدن مقررات زیستمحیطی، پایداری و دیجیتال روبهرو است و همزمان تلاش میکند توافق تجاری ناهمتراز با آمریکا را که در ترنبری اسکاتلند امضا شده، حفظ کند.
تحلیلگر یورونیوز در ادامه میگوید: دلایل قانعکنندهای وجود دارد که اروپا هم میتواند از آمریکا فاصله بگیرد. نخست، عزم اروپا برای حفظ حق تنظیمگری و اجرای قوانین در حوزه قضایی خود؛ خط قرمزی مطلق که بروکسل آن را غیرقابل معامله میداند. اروپاییها معتقدند برای راضی کردن ترامپ بیش از حد امتیاز دادهاند، ازجمله تعرفه ۱۵درصدی بر کالاهای اروپایی و حاضر نیستند بیشتر عقبنشینی کنند. تغییر قوانین مطابق میل واشنگتن، تسلیم شدن تلقی میشود.
دلیل دوم، اندازه عظیم اتحادیه اروپا بهعنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان است. تولید ناخالص داخلی ۲۷ عضو ۱۸.۸ تریلیون یورو است؛ در حالی که کانادا با ۲.۳۲تریلیون دلار (حدود ۲ تریلیون یورو) تقریباً ۱۰ برابر کوچکتر است. تجارت اتحادیه اروپا با آمریکا در سال گذشته ۱.۷۷ میلیارد یورو بوده؛ دو برابر تجارت کانادا با آمریکا. هر دو طرف مازاد تجاری در کالا دارند اما کسری در خدمات. اما تفاوت اصلی در وابستگی است: کانادا حدود ۷۵ درصد صادراتش به آمریکا میرود، در حالی که برای اروپا این سهم فقط ۲۱ درصد است. این امر به اروپا اهرم فشار و ضربهگیر قویتری میدهد.
در مذاکرات پیش از توافق ترنبری، کمیسیون اروپا فهرستی از کالاهای آمریکایی به ارزش ۹۳ میلیارد یورو تهیه کرده که در صورت اقدام تلافیجویانه، هدف قرار میگیرد. این فهرست، نخستین خط دفاعی است.
همچنین ابزار ضد اعمال فشار(ACI) را فعالسازی کرد که فراتر از تعرفه، حذف شرکتهای خارجی از مناقصات دولتی یا تعلیق حمایت از حقوق مالکیت معنوی را ممکن میکند. این ابزار زمانی اهمیت بیشتری یافت که ترامپ تهدیدهای سیاسی علیه گرینلند و مقررات سبز و دیجیتال اروپا را تشدید کرد.
تحلیلگرانی مانند توبیاس گرخه از شورای اروپا برای روابط خارجی، معتقدند اگر آمریکا تعرفه جدیدی برای مالیاتهای دیجیتال یا مقررات اروپا وضع کند، توافق ترنبری دوباره باز میشود و اروپا با کانادا در موقعیتی مشابه قرار میگیرد. اما نکته پیچیده این است که تنشهای تجاری با چین نیز بالا رفته و اروپا نمیخواهد همزمان با دو جنگ تجاری روبهرو شود. اگر واشنگتن فشار را دقیقاً در لحظهای که بروکسل در حال مدیریت تنش با پکن است، اعمال کند، ممکن است اروپا گزینههای کاهش تنش محدودی داشته باشد.
چرا اروپا مردد است؟
با این حال، دلایل قانعکننده دیگری هم هست که اروپا را از این تصمیم بازمیدارد. اختلافنظرهای داخلی کشورهای عضو؛ برخی مانند فرانسه، اسپانیا و کشورهای اسکاندیناوی بر ایستادگی و تلافی تأکید میکنند، در حالی که آلمان، ایتالیا و ایرلند بر مصالحه و اجتناب از درگیری تمامعیار اصرار دارند. این رقابت منافع ملی، دست کمیسیون اروپا را بسته و عزم راهحلی را که کارنی پیدا کرد، به وجود نیاورده است. ابزار ACI تاکنون فعال نشده و این نشاندهنده دشواری اجماع و تحمل هزینه اقتصادی است.
عامل دیگر، اوکراین است. توافق ترنبری تا حدی برای نگه داشتن ترامپ در مسیر پایان دادن به جنگ روسیه امضا شد. اگر اروپا از مذاکرات کنار بکشد، ترامپ ممکن است بهسرعت از تعهدات امنیتیاش در اوکراین انصراف دهد. کانادا همچنان حامی اوکراین است، اما نقش آن بسیار محدودتر است. اروپا با خروج از میز، بهانهای برای واشنگتن فراهم میکند تا از امنیت و اطلاعات هوایی استفادهشده در اوکراین دست بکشد.در نهایت، کانادا با وحدت داخلی و حمایت همهجانبه از کارنی، قدرت تصمیمگیری سریع نشان داد، در حالی که اروپا هنوز راهبرد یکپارچهای برای مواجهه با ترامپ ندارد. اگرچه ابزارها و اهرمهای اقتصادی قوی دارد، اما هماهنگی داخلی و وابستگی امنیتی به آمریکا، مانع تصمیم جسورانهای مثل کانادا میشود. این سؤال همچنان بدون پاسخ است: آیا اروپا جرئت دارد مانند کانادا، حاکمیت را به معامله نگذارد؟




نظر شما